تبلیغات
kamelnews - از گوشى خودم ایده گرفتم!
 
kamelnews
جمعه 10 شهریور 1396 :: نویسنده : نویسنده Ž       


«تونى لیوندیس»، نویسنده و کارگردان انیمیشن «ایموجى» درباره‌ی انیمیشن تازه‌اش مى‌گوید:


از گوشى خودم ایده گرفتم!


کودک و نوجوان > فرهنگی – اجتماعی – انیمیشن> ترجمه‌ى نگار عباس‌پور:
از خودش مى‌پرسیده کودکان و نوجوانان هرروز با چه‌چیزهایى سر و کار دارند که ما انیماتورها تا حالا رویش دست نگذاشته‌ایم؟

بعد به گوشى‌اش نگاهى انداخته و گفته «ایموجى‌ها!» و به‌همین سادگى ایده‌ى اصلى انیمیشن ایموجى شکل گرفته است.

«آنتونی» یا همان «تونى لیوندیس»، نویسنده و کارگردان ۵۰ساله‌ى آمریکایى است که عموماً او را با انیمیشن «ایگور» مى‌شناسند. لیوندیس کارش را در گروه داستان انیمیشن «شاهزاده‌ى مصر» و همین‌طور «شیر‌شاه۲» شروع کرد و بعد‌ها به استودیوى دیزنى پیوست. حرفه‌ى کارگردانى را از سال ۲۰۰۵ میلادى آغاز کرد و در سال ۲۰۰۸ بود که ایگور را ساخت. یک سال پس از آن و در سال ۲۰۰۹، در کمپانى دریم‌ورکز، انیمیشن بلندى درباره‌ى ارواح براساس ایده‌اى از خودش کارگردانى کرد که قرار بود سال ۲۰۱۵اکران شود، اما یک سال پیش از آن این پروژه از برنامه‌ى کمپانى خارج شد و هنوز هم به پایان نرسیده است! او حالا در سال ۲۰۱۷ انیمیشن ایموجى را براى شرکت انیمیشن سونى‌پیکچرز کارگردانى کرده است. ایموجى یا همان شكلك خودمان، انیمیشنى کمدى در مورد شکلکى به نام «جین» است که مثل تمام شکلک‌هاى دیگر باید در پیامك‌ها و اى‌میل‌ها یک احساس خاص را نشان دهد. اما هربار، هنگام بارگذارى‌شدن در اینترنت، آن‌قدر مضطرب مى‌شود که شکلک‌هاى عجیب و غریبى را با احساس‌هاى متضاد از خود نشان مى‌دهد و این موضوع براى «الكس» صاحب گوشى، مشکلاتى ایجاد مى‌کند. با این حساب خطر پاک‌شدن جین را تهدید مى‌کند و او در تلاش براى فرار، میان برنامه‌هاى گوشى الكس سفر کند. قصه از جایى آغاز مى‌شود که سازندگان ایموجى با خود فکر مى‌کنند تلفن‌هاى همراه مى‌توانند ما را به هم نزدیک کنند، اما این ایموجى‌ها هستند که این ارتباطات را انسانى‌تر مى‌کنند و میان زندگى حقیقى و زندگى مجازى پل مى‌زنند. به این ترتیب است كه این شکلک‌هاى کوچک دوست‌داشتنى به شخصیت‌هاى یکى از مهم‌ترین انیمیشن‌هاى امسال تبدیل مى‌شوند و بر پرده‌ى سینماها مى‌آیند. اكران جهانى انیمیشن «ایموجی» از هفته‌ى اول مردادماه آغاز شده و احتمالاً به‌زودى نسخه‌ى دوبله‌ى آن به سینماها و شبكه‌ى نمایش خانگى ما هم مى‌رسد. به همین مناسب ترجمه‌ى گفت‌و‌گویى را با كارگردان این انیمیشن جذاب براى این شماره انتخاب كرده‌ایم تا بیش‌تر با حال و هواى ایموجى‌ها آشنا شویم.

* * *

  • ایده‌ى اصلى ایموجى از کجا آمد؟

وقتى داشتم به کار بعدى‌ام فکر مى‌کردم، از خودم مى‌پرسیدم «كودكان و نوجوانان واقعاً چه چیز را دوست دارند؟ آن‌ها با چه چیزهایى ارتباط برقرار مى‌کنند و هرروز با آن سر و کار دارند که تا حالا رویش دست نگذاشته‌ایم؟» بعد به گوشى‌ام نگاهى انداختم و گفتم «ایموجى‌ها!» دنیایى با یک‌سرى شخصیت‌هاى از پیش خلق‌شده وجود دارد که شاید داستان بامزه‌اى هم درونش باشد. دنیاى مخفى درون تلفن‌همراه چه شکلى است؟ به‌همین سادگى بود که ایده‌ى اصلى ایموجى شکل گرفت.

  • جایى در گوشه‌ى ذهنتان نگران استفاده‌ى بیش از اندازه‌ى مخاطبانتان از گوشى‌هایشان نبودید؟

به‌نظر من ایموجى‌ها موجوداتى کوچک و ساخته‌ى دنیاى تکنولوژى هستند که با خود تلفن‌همراه متفاوت‌اند؛ چون فکر مى‌کنم قلب و روح انسان از طریق آن‌ها راهى براى ارتباط در دنیایى تکنولوژى‌زده پیدا کرده. قضیه‌ى ایموجى‌ها، قضیه‌ى مسخره‌بازى‌هاى فضاهاى مجازى براى جلب توجه و نشان‌دادن این‌که امروز صبحانه چه چیزى خورده‌ایم نیست. مادر من در «بوکا‌ریتون» زندگى مى‌کند. وقتى او ۱۰ شکلک با چشم‌هاى قلبى و ۱۰ شکلک بوسه برایم مى‌فرستد، درست مثل وقت‌هایى که در زندگى واقعى مرا در آغوش مى‌کشد و بوسم مى‌كند خوشحال مى‌شوم. به‌خاطر همین فکر مى‌کنم قضیه‌ى ایموجى‌ها فرق مى‌کند. آن‌ها به ما کمک مى‌کنند که بهتر با هم ارتباط برقرار کنیم، مخصوصاً وقتى که از هم دوریم.

همشهرى، دوچرخه‌ى‌ شماره‌ى ۸۹۱

  • تا حالا هزاران ایموجى خلق شده. چه‌طور از بین آن‌ها تعدادى را به‌عنوان شخصیت‌هایتان انتخاب کردید؟

همان‌طور که گفتید تعدادشان بسیار زیاد است و انتخاب، کار بسیار دشوارى بود. ما باید ۲۵۰ ایموجى مورد علاقه‌مان را انتخاب مى‌کردیم که البته این تعداد شخصیت براى یک انیمیشن بسیار زیاد است. اما مى‌دانستیم که اگر بخواهیم همه‌چیز واقعى به‌نظر برسد، تمام این ایموجى‌ها را لازم داریم. درواقع این داستان بود که به ما مى‌گفت از کدام ایموجى‌ها براى روایت قصه‌ى اصلى استفاده کنیم. با شخصیت «جین» که «تى. جى. میلر» گوینده‌ى آن است شروع کردیم؛ شکلکى که تمام طیف احساسات را دارد و نمى‌تواند جلوى بروزدادن آن‌ها را بگیرد.

  • برنامه‌ها و بازى‌هایى را که ایموجى‌ها در آن‌ها سفر مى‌کنند چگونه انتخاب کردید؟

هربرنامه‌اى که انتخاب مى‌کردیم باید به رشد احساسى شخصیت‌ها، مواجهه‌شان با ترس‌هایشان و تغییرشان در طول سفرى که داشتند کمک مى‌کرد. هربرنامه باید نقاط ضعف شخصیت اصلى را به چالش مى‌کشید و پرسش اصلى انیمیشن را که درباره‌ى هویت بود، پررنگ مى‌کرد. در بازى «کندى‌کراش»، جین با بزرگ‌ترین ترسش که حذف‌شدن است رو‌به‌رو مى‌شود. در بخش دیگر براى اولین‌بار تمام احساساتش را ابراز مى‌کند و براى این کار سرزنش نمى‌شود. حتى دوستش دارند و این باعث مى‌شود جین حس خوبى داشته باشد.

  • چه‌طور از «کندى‌کراش»، «توییتر»، «فیس‌بوک»، «یوتیوب» و… اجازه گرفتید؟

هیجان‌انگیز بود. چون وقتى داستان را برایشان گفتیم، همه‌شان دوست داشتند که در این کار حضور داشته باشند. حتى ما مجبور بودیم درخواست برخى برنامه‌ها را رد کنیم، چون خیلى‌ها مى‌خواستند در این کار سهیم باشند.

همشهرى، دوچرخه‌ى‌ شماره‌ى ۸۹۱

  • اگر کسى زیاد با ایموجى‌ها سر‌و‌کار نداشته باشد، باز هم مى‌تواند از دیدن انیمیشن ایموجى لذت ببرد؟

فکر مى‌کنم ایموجى مثل بقیه‌ى انیمیشن‌هاست. لازم نیست حتماً ایموجى‌ها را دوست داشته باشید تا از آن خوشتان بیاید. چون معانى و درون‌مایه‌هاى انیمیشن بسیار بزرگ‌تر و پر‌قدرت‌تر از ایموجى‌هاست.

  • خودتان بیش‌تر با کدام شخصیت هم‌ذات‌پندارى مى‌کنید؟

با جین، چون از کودکى به‌گونه‌اى متفاوت بودم و با همین تفاوت بزرگ شدم. فکر مى‌کنم همه‌ى كودكان و نوجوانان، هر کسى که باشند همیشه احساس متفاوت‌بودن مى‌کنند. من فکر مى‌کنم در دنیاى امروز، تفکر دیگربودن، طردشدگى و جداافتادگى و ترس از تفاوت‌ها دارد روى زشت خودش را نشان مى‌دهد. این همان‌چیزى بود که مى‌خواستم در فیلم بیان کنم. خودم متفاوت بودم و این احساس جداافتادگى را داشتم. بعد فهمیدم همه این حس را دارند، چه سیاه‌پوست باشى، چه مسلمان باشى یا مکزیکى یا یهودى یا مسیحى، همه این احساس تفاوت را دارند. فکر مى‌کنم این مسئله‌اى جهانى است. بعد كه بزرگ شدى متوجه مى‌شوى که همان‌طورى که هستى خیلى خوب است. ضمن این‌که همه‌ى ما در نهایت یکى هستیم. همه‌ى ما شبیه به همیم.

  • دوست دارید دریافت كودكان و نوجوانان از ایموجى چه باشد؟

دوست دارم از دیدن ایموجى لذت ببرند، ولى در کنارش این پیام را هم دریافت کنند که آن‌ها همان‌طورى که هستند به اندازه‌ى کافى خوبند. واقعاً دوست دارم این اتفاق بیفتد. همه‌شان همان‌طورى که هستند فوق‌العاده‌اند و نیازى نیست براى خوشامد جامعه، دنیا یا هرکسى خودشان را تغییر دهند.

همشهرى، دوچرخه‌ى‌ شماره‌ى ۸۹۱



لینک منبع

مطلب از گوشى خودم ایده گرفتم! در سایت مفیدستان.


لینک منبع و پست :از گوشى خودم ایده گرفتم!
http://mofidestan.ir/2017/08/30/%d8%a7%d8%b2-%da%af%d9%88%d8%b4%d9%89-%d8%ae%d9%88%d8%af%d9%85-%d8%a7%db%8c%d8%af%d9%87-%da%af%d8%b1%d9%81%d8%aa%d9%85/



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 10 اسفند 1396 07:54 ب.ظ
سلام، پس از خواندن این قطعه بسیار جذاب نوشتن، همچنین خوشحالم که به اشتراک می گذارم
آشنایی با همکاران در اینجا.
جمعه 29 دی 1396 01:54 ق.ظ
قطعا یک معامله بزرگ برای یادگیری در مورد این موضوع وجود دارد.

من واقعا همه ی نقاطی که شما ساخته ام را دوست دارم.
پنجشنبه 16 آذر 1396 11:52 ب.ظ
Definitely believe that that you stated.
Your favourite reason appeared to be on the net the easiest thing to
take note of. I say to you, I definitely get annoyed even as folks
think about concerns that they just don't recognise about.

You managed to hit the nail upon the top as smartly as defined out the entire thing with no need side effect , other
people could take a signal. Will likely be
back to get more. Thanks
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


 
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : نویسنده Ž
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :